|
61 - اخطار به دوستان و دلجوئى از آنه
يحيى بن ابراهيم گويد به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : فلانى و فلانى و...
به شما سلام رساندند.
امام فرمود: بر آنها سلام باد.
عرض كردم : آنها از شما التماس دعا داشتند.
امام فرمود: براى چه ؟
عرض كردم : به دستور منصور دوانيقى (دومين خليفه عباسى ) به زندان افتاده اند، دعا
كنيد كه آزاد گردند.
امام فرمود: در چه رابطه ؟
عرض كردم : منصور آنها را به كارمندى دستگاه خود گرفت ، بعد (بعللى ) آنها را
زندانى نمود.
امام (عليه السلام ) ناراحت شد و سه بار فرمود: چرا؟ مگر من آنها را از اين كار
(كارمندى در دستگاه طاغوتى ) نهى نكردم ، مگر نهى نكردم ، مگر نهى نكردم هم النار
هم النار هم النار: آنها (دستگاه خلافت ) آتشند آنها آتشند، آنها آتشند (يعنى آنها
اهل دوزخند، شما آنها را همراه خود نكنيد كه شما نيز به آتش قهر خدا بسوزيد).
امام (عليه السلام ) در پايان براى آنها دعا كرد، واز خدا خواست كه آنها را از زير
سلطه ستمگران آزاد سازد.
يحيى گويد: پس از اين ملاقات با امام حال آن زندانيان را جويا شديم ، اطلاع يافتيم
كه سه روز پس از دعاى امام آنها آزاد شده اند.
(87)
|